گزارش لحظه به لحظه سایت آزادی بیان از تظاهرات امروز

توجه- سرور سایت آزادی بیان گنجایش میزبانی بیش از دوهزار بازدید کننده در آن واحد را ندارد، در نتیجه ناچار شدیم اخباری را که از گزارشگران آزادی بیان به دست مان می رسد در اینجا منتشر کنیم:

اشکال در سرور سایت آزادی بیان برطرف شده، شما می توانید اخبار تظاهرات امروز را در اینجا دنبال کنید

۱۹٫۳۰: گزارشهای تائید نشده از درگیری در اطراف میدان پونک

19.30: علیرغم شایعات اوضاع در صدا و سیما مطابق معمول روزهای تظاهرات است، حراست و نیروی انتظامی در آماده باش کامل به سر می برند و تعدادی ون گارد نیز در برابر درب های اصلی مستقر شده اند، به جزکارکنان ضروری معاونت سیاسی صدا و سیما ، حراست از مدیران جام جم خواسته بود کارمندان خود را از ساعت 17 مرخص کنند.

19.15: اصفهان- نیروهای نظامی و امنیتی از حد فاصل میدان انقلاب تا مجتمع پارک در خیابان چهارباغ بالا مستقر شده و تعدادی بسیجی نیز روی چمن ها نشسته و در آماده باش هستند.

19.00 نیروی ویژه روی پل کالج؛ حدود یک ساعت و نیم پیش

18.40: گزارش یک شاهد عینی از اطراف میدان انقلاب:

‫مردم در خیابان انقلاب دارن‬د ‫به سمت خیابان های فرعی حرکت می کنند‬‫هر کس کوله پشتی و کیف داشته باشه‬
‫در خیابان انقلاب بازرسی می شه‬ ‫نیروهای لباس شخصی تعدادشون غیر قابل تخمین زدن و شمارشه‬
‫تمام ساختمان های مدارس از امام حسین / انقلاب / عباس آباد / و کریمخان‬
‫مملو از نیروهای مختلف از جمله لباس شخصی‬ ‫گاردی / انتظامی و غیره است‬
‫جلوی پارک دانشجو و تئاتر شهر هم تعداد زیادی ون های نیروی انتظامی پارک شده‬ است ‫یک زن از نیروهای نظامی جلوی کلانتری انقلاب دختری را که زیر مانتوی خود لباس سبز پوشیده بود و کمی از لباس مشخص شده بود را بازداشت کرد‬‫و حین بازداشت وی را به شدت کتک زد‬‫تردد موتورها و ون های نیروهای امنیتی باعث شده‬
‫که خط ویژه مسدود بشه و اتوبوس های بی آر تی در مسیر انقلاب تا امام حسین متوقف بشوند‬
‫در بلواز کشاورز هم هر بیست متر ده تا 15 بسیجی تجمع کرده اند که سن و سال های کمی دارند‬
‫و بیشتر شبیه بچه های دبیرستانی هستند همه هم مسلح به باتوم و گاز اشک آور

18.15: درگیری در میدان انقلاب و شلیک گاز اشک آور

17.30: قطع اینترنت در بخش های مرکزی تهران

17.15: حضور نیروهای پلیس در خیابان انقلاب

17.00: گزارشهایی از تجمع دانشجویان و حمله به آنها از سوی گارد ضد شورش رسیده است، یک شاهد عینی دقایقی پیش به آزادی بیان گفت: بسیج نیز از درب شمالی به داخل دانشگاه تهران هجوم آورده و درگیری شدیدی بین دانشجویان و گارد از سمت جنوب و بسیج از سمت شمال در جریان است

16.45: گارد ضد شورش، میدان فرودسی، یک ساعت پیش


16.00: دانشجویان دانشگاه تهران دست به تجمع اعتراضی زده اند.

16.05: از آریاشهر خبر می رسد که تجمعاتی در این منطقه شکل گرفته است و نیروهای ضد شورش به سمت این منطقه درحال حرکت هستند.

16.10: بیش از پانزده ون ضد شورش در برابر دربهای اصلی جام جم (صدا و سیما) مستقر شده اند.

16.15: در منطقه ونک جو به شدت متشنج است، گروهی از مردم سعی در تجمع دارند.

Advertisements

بازداشت فعالان دانشجویی

چند فعال دانشجویی در طی دو روز گذشته بازداشت شده اند.

آزادی بیان- 23 بهمن 1388: بنا به گزارش منابغ خبری در طی دوروز گذشته ماموران امنیتی به منازل چند فعال دانشجویی یورش برده و آنها را دستگیر کرده اند، از جمله دستگیر شدگان تارا سپهری فر دبیر انجمن اسلامی دانشگاه صنغتی شریف است.

تارا سپهری فر، دانشجوی رشته مهندسی شیمی ورودی 1384  صبح روز 21 بهمن ماه  با هجوم نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد. نیروهای امنیتی ضمن بازداشت وی به  تفتیش منزل سپهری فر پرداختند.

گفتنی است وی در جریان اعتراضات پس از انتخابات در 9 تیرماه جاری در حوالی مسجد قبا بازداشت شده بود که پس از مدتی آزاد گردید.

گزارش یک شاهد عینی: روز انقلاب!

صدای مردم را نمی شود خاموش کرد، کسی نیست که این را نفهمیده باشد!

آزادی بیان 22 بهمن 1388: ساعت چهار بعدازظهر است، تازه به خانه برگشته ام که دختر همسایه مان دوان دوان به در خانه می آید: «مردم می گن دوباره برگردین توی خیابون! » نمی پرسم کدام مردم؟ لابد همان مردمی که خودم هم تا چند دقیقه پیش جزء آنها بودم، اینترنت مان ذغالی شده، گاهی قطع است گاهی وصل، برای فرستادن همین متن بصورت تکه تکه هم یک ربع وقت تلف شد، موبایل ها و اس ام اس کار نمی کنند، خب مردم قرار تظاهرات را توی تجمع ها فریاد می زنند، لابد باز هم فریاد زده اند.

دست و رویم را هول هولکی شسته ام، نان و سیب زمینی پخته شب مانده را از توی یخچال برمیدارم و می پرم سمت کامپیوتر ببینم می شود رفت توی اینترنت؟

صبر می کنم… صبر…

صبح خواب ماندم!

ساعت نه و نیم صبح همسایه بیدارم کرد: «پس تو چرا هنوز خونه ای؟» گیج که نگاهش کردم، اضافه کرد: «میم (دخترش) صبح زود رفته! » پریدم صورتم را شستم، مانتوی آبی م را پوشیدم، روسری سورمه ای و کیفم را برداشتم و زدم بیرون به طرف صادقیه.

حدود نیم ساعت بعد رسیدم ساعت نزدیک ده و نیم بود و مامورها دم ایستگاه ایستاده بودند و چپ اندر قیچی نگاه مان می کردند لابد می خواستند بفهمند کی مخالف رژیمه بعضی ها هم می گفتند می خواهند مترو را ببندند چون درگیری شده

بهرحال کمی دیر رسیده بودم درگیری اولیه وقتی کروبی آنجا بود تمام شده بود ولی دور تا دور میدان گارد و پلیس مستقر شده بود از شمال صادقیه صدای تیراندازی می آمد و بوی گاز اشک آورش تا آنجا هم کشیده شده بود.

به سمت آزادی راه افتادم با جمعیتی که اتفاقی همراهم شدند، اما بسیاری هم دور میدان ایستاده بودند و انگار منتظر آغاز مسابقه فوتبال باشند به پلیس و گارد چشم دوخته بودند.

راه زیاد به نظر می آمد و کسی شعار نمی داد اما بالاخره یک نفر سکوت را شکست و شعار داد و بعد جمعیت همصدا شدند دیگر راه زیاد نبود، نزدیک سازمان آب بسیج به ما حمله کرد و مردم فرار کردند تا بسیجی های موتورسوار جلوتر بیایند اما آنها همانجا ایستاده بودند و راه ما را سد کرده بودند، بالاخره باز مردم جمع شدند و شعار می دادند تا شاید بسیجی ها جلو بیایند و راه باز شود اما بسیجی ها سرجایشان  و ترک موتورهایشان مانده بودند.

بالاخره چند تا سنگ که به طرف شان پرت شدند شروع به در جا گاز دادن و مانور کردند که ما را بترسانند اما جوان ها جلوتر رفتند یک دفعه بسیجی ها با سرعت دور زدند و دور شدند و جمعیت خوشحال و پیروزمند به طرف میدان آزادی پیش رفت اما کمی که جلوتر رفتیم گارد به ما حمله کرد. از این گاردهای لباس پلنگی پوش سپاه، مردم با آنها درگیر شدند و دائم در حال فرار و بازگشت بودیم تا اینکه گاز اشک آور به طرفمان پرت کردند و مردم به سمت  خیابان های موازی رفتند و آتش روشن کردند.

دختری موقع فرار روی جدول کنار خیابان زمین خورده بود و سر و صورتش باد کرده بود و پایش پیج خورده بود، کمک ش کردم که به مترو برسد اما راه زیاد بود، مردم موتوری را که داشت بالا می رفت نگه داشتند دختر را ترک موتور نشاندیم و برگشتیم.

تا ساعت دو و نیم در حوالی خیابان صالحی و فرعی هایش درگیر بودیم و بعد با چشمان سرخ و گلوی دردناک از وفور گاز اشک آور به طرف مترو برگشتم تا به خانه برسم چون همسایه ها را هم ندیده بودم و هیچ کس هم نمی دانست من کجا هستم.

الان هم دوباره دارم با دختر همسایه به طرف میدان می روم. شاید برگشتم!

هستی

مطلب مرتبط:

مهاجرانی ، جرس ، ابراهیم نبوی و طرح مسخره تروا ، هدیه ای که به رژیم تقدیم شد

درگیری در برابر سفارت ج.ا در استکهلم

در درگیری بین تظاهرات کنندگان و پلیس سوئد در برابر سفارت چند ایرانی زخمی و بازداشت شدند.

آزادی بیان- 22 بهمن 1388: بنا به گزارشهای رسیده بین تجمع کنندگان امروز در برابر سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم و پلیس سوئد درگیریهایی رخ داده است.

22 بهمن روبروی سفارت ج.ا استکهلم

معترضان در استکهلم هم از اسپری فلفل پلیس در امان نماندند

یک شاهد عینی به «آزادی بیان» گفت این درگیری زمانی شروع شد که یک مامور سفارت شروع به فحاشی و توهین به تجمع کنندگان کرد و برخی از تظاهرات کنندگان به سوی او تخم مرغ گندیده پرت کردند، در این زمان پلیس سعی کرد معترضان را عقب براند اما برخی از تجمع کنندگان نیز سعی کردند تا خود را به جلوی در اصلی سفارت برسانند که درگیری بین دو طرف آغاز شد و پلیس از اسپری فلفل برای عقب راندن معترضان استفاده کرد و چند نفر از معترضان از جمله سه زن را بازداشت کرد.

با این حال هنوز جمعیتی بالغ بر 300 نفر سفارت جمهوری اسلامی را در محاصره دارند و شعار می دهند و بر تعداد تظاهرکنندگان افزوده می شود.

سال گذشته نیز به دنبال حمله عوامل سفارت به تظاهرات کنندگان و چاقو زدن یکی از معترضان که در نزدیکی محوطه سفارت بود، برخی از معترضان به داخل محوطه سفارت رفتند و با ماموران سفارت جمهوری اسلامی درگیر شدند.

سایر عکس های اختصاصی آزادی بیان را در اینجا ببنید (عکس ها از سپیده عباس زاده)

سایت آزادی بیان به زودی آغاز به کار خواهد کرد

سایت آزادی بیان به منظور پوشش اختصاصی اخبار مربوط به آزادی بیان در ایران، سانسور، خفقان، وضعیت روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان، هنرمندان، روشنفکران و زندانیان سیاسی در روزهای آینده فعالیت آزمایشی خود را آغاز خواهد کرد.

سایت آزادی بیان که نخست تحت عنوان «کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی در آبان ماه سال 1382 تاسیس شده بود پس از مدتی فعالیت و انعکاس اخبار زندانیان روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانیی که هم اکنون اغلب آنها از کشور خارج شده اند، فعالیت خود را متوقف کرد.

با توجه به یورش گسترده حاکمیت به بنیان های آزادی بیان و دستگیری و بازداشت گسترده اهل اندیشه در ایران اکنون به نظر می رسد آغاز به کار مجدد آن ضروری است

منشور سایت آزادی بیان

دعوت به همکاری

گروه آزادی بیان در فیس بوک

سایت آزادی بیان با همکاری گروهی از روزنامه نگاران به منظور پاسداشت آزادی بیان و رساندن اخبار مربوط به سرکوب و بازداشت اهل اندیشه به زودی فعالیت خود را آغاز خواهد کرد، سردبیر این سایت شیدا محمدی، شاعر، نویسنده و روزنامه نگار است و علاوه بر اخبار و گزارش، مصاحبه، شعر، داستان، تحقیق، آموزش و ویدئو نیز در این سایت منتشر خواهد شد.

این سایت به زودی فعالیت آزمایشی خود را آغاز خواهد کرد و پس از آن بخش انگلیسی آن نیز راه اندازی خواهد شد، تحریریه سایت از همه کسانی که در زمینه مختلف برای حمایت از دمکراسی در ایران مایل به همراهی هستند دعوت به همکاری کرده است.

بیست و چهارساعت در حکومت نظامی

دلنوشته یک شهروند تهرانی از زندگی روزمره در این شب های دلهره آور

شب ها را با دلهره به صبح می رسانیم، صدای قدم های تند هر عابری، ترمز ناگهانی خودرویی در دل شب، گوش به زنگ مان می کند و منتطر کوبیدن به در می شویم.

این شب ها برخی ها  با ساکی بالای سرشان می خوابند، یکی دو بسته بیسکویت، احیانا قرص و دارویی، لباس زیری یا نوار بهداشتی (برای خانم ها)، حوله و مسواک، شاید هم کتاب و دفتری.

می گویند که رفتار ماموران گاه خشن است و نمی گذارند بازداشتی ها با خودشان وسایلی بردارند، گاهی هم می گویند برای چند سوال و جواب میری و برمی گردی، حالا معلوم نیست که این سوال و جواب ها چقدر طول می کشد.

مهم این است که 22 بهمن توی خیابان نباشی و جایی باشی ، پس بهتر است آدم ساکی دم دستش داشته باشد.

توی خیابانها هر چهار راه به چهار راه بسیج پست ایست بازرسی برقرار کرده و به یاد دهه شصت که خیابانها را قرق کرده بود با تکبر و استهزا آمیز به عابران و خودروها امر و نهی می کنند، دنبال همه چیز هستند از ماژیک گرفته تا اسپری رنگ، تراکت و حتی سی دی غیرمجاز، توی کیف دستی آدم سرک می کشند و لوازم آرایش را با حرص و ولعی دیوانه وار زیر و رو می کنند تا ببیند شاید زیر کیف ت ماژیکی استتار نکرده باشی، مداد ابرویت را توی نور می گیرند و هی براندازش می کنند تا ببینند با مداد ابرو می شود روی در و دیوار شعار مرگ بر خامنه ای نوشت یا نه!

از هفته پیش موبایل هایمان عملا بدل به گوشت کوب همراه شده اند، یا خط نمی دهند یا اون خانمه دائم توش ور می زنه: مشترک مورد نظر… فلان و بیسار! یا وسط حرف آدم صداهای عجیب و غریب میاد و قطع می شه مهم نیست که داری در باره چک به اجرا گذاشته شده ات حرف می زنی یا با دوست پسرت دعوا مرافعه می کنی، در هر حال قطع میشه ربطی کلا به سیاست روز ندارد.

و اما اینترنت اسباب رونق مطب روانشناسان و روانپزشکان شده، برای ورود به یاهو مسنجر باید به اندازه گرفتن یک نان سنگگ توی صف به انتظار بایستی، یه دونه ای و بی نوبت هم ندارد، در هر حال باید عذاب بکشی تا شاید بیایی توی مسنجر، اف لاین های بیات شده ات را شکار کنی و شاید سلامی به دوستی از آن سو یا این سو، فرقی نمی کند بهرحال بعد از چند لحظه جادویی قطع می شود و باز باید بری ته صف!

اگر خوش شانس باشی شاید آخر شب با یکی از این یوها می توانی وارد فیس بوک بشوی که حالا این وسط خودش هم قاط زده، گاهی وارد نشدن به فیس بوک با این فیلترشکن ها از وارد شدن بهتراست چون نه می توانی لینکی را شئر کنی و نه جایی لایک بزنی، حتی اگر فیلم سوزاندن بنر خامنه ای را هم ببینی، به سر هر پیامبری هم قسم بخوری این لایک لعنتی کلیک بشو نیست!

حالا سایت های دیگر که با این سرعت بالا نمی آیند بماند، بی بی سی را که اصلا حرفش را هم نباید زد، اگر اعصاب فولادین داشته باشی شاید تلاش کنی  سری به بالاترین بزنی ولی در هر حال آنجا اعصاب ت خرد می شود و راه رفته را برمی گردی.

بالاخره تا وقتی از دنیای جادویی اینترنت بیرون پرت نشدی توی همان فیس بوک درب و داغون جا خوش می کنی و دائم به خودت یادآوری می کنی که این گزینه دی آکتیو کردن کجاست که سر بزنگاه فیس بوکت را از دسترس خارج کنی ، کسی چه می داند حالا توی اوین که نمی گویند بیا توی فیس بوک ت لاگین کن ببینیم چند بار این گیم بزن توی سر خامنه ای را بازی کرده ای یا لینک های ضد نظام شئر کرده ای ولی خب کار از محکم کاری عیب نمی کند، حالا آمدیم و فردا فلان سایت مستقر در لس آنجلس رفت عکس ت را با مینی ژوب گذاشت روی سایتش که « لیلا را آزاد کنید»، آن وقت دیگر این بازجوها مگر از خر شیطان پایین می آیند؟

با این اوضاع و احوال لابد فکر می کنی پس فردا من توی خانه می نشینم، هان؟ آخر آدم برود بیرون که توی روز روشن جلوی صد هزار نفر بگیرندش بهتر نیست تا اینکه نصف شب بریزند توی خانه آدم با موی ژولیده و خواب آلود و وحشت زده کت بسته آدم را ببرند؟

اصلا حالا که همه دوست و رفیق، همسایه و دختر خاله و پسردایی زندان هستن، دیگر معلوم نیست زندان کجاست، آن ور یا این ور؟

حالا این دو شب هم بگذرد، بالاخره 22 بهمن از راه می رسه و ما زندانی ها برای هواخوری به خیابان  می آییم.

حالا ببین چه نفسی تازه می کنیم، حالا ببین

لیلا

دانشجويان دانشكده ادبيات دانشگاه تهران تصاوير ياران دربند خود را به نمايش گذاشتند

تصاویردهها تن از دانشجویان زندانی زینت بخش دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.

آزادی بیان، 20 بهمن 1388: تصاوير دهها تن از دانشجويان زنداني دانشگاههاي سراسر کشور در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران به معرض ديد دانشجویان قرار داده شده است. اين تصاوير مربوط به حدود شصت تن از دانشجويان است که همچنان در زندان هاي رژيم ايران محبوس هستند

در پايين تصاوير،توضيحاتي در باره رشته و دانشگاه محل تحصيل دانشجوي زنداني به همراه پاره اي از فعاليت هاي سياسي وي و نيز تاريخ بازداشت و محل زندان وي آورده شده است

در بين دانشجويان ذکر شده تعدادي چندين سال است که در زندان به سر مي برند و عده اي نيز در جريان حوادث چند ماه اخير و اتفاقات بعد از انتخابات بازداشت شده و همچنان در اسارت به سر مي برند

گفتني است اين اقدام از سوي انجمن اسلامي دانشکده ادبيات انجام شده و اين تصاوير در برد اطلاع رساني اين تشکل دانشجويي نصب شده اند.